
از جدا شدن نوشتی رو تن زخمی هر برگ
گریه کردم و نوشتم نازنینم یا تو ، یا مرگ
به تو گفتم باورم کن میون این همه دیوار
تو با خنده ای نوشتی همقفس ،خدانگهدار
بنویس مهلت موندن یه نفس بود
سهم من از همه دنیا یه قفس بود
بنویس که خیلی وقته واسه تو گریه نکردم
سر شونه هات نزاشتم مثه دستات سرده سردم
من که تو بن بست غربت زخمی از آوار پاییز
فکر چشمای تو بودم با دلی از گریه لبریز
شب عاشقونه من که حروم شد
مهلتِ بودن با تو که تموم شد
ندونستم باید از تو میگذشتم
وقتی از غربت چشمات مینوشتم


روزهای خیلی طلایی ، یادته ؛ روزترس ازجدایی، یادته
روز تمرین اشاره، یادته ؛ شب چیدن ستاره، یادته
شعر های کتاب درسی، یادته ؛ یادته گفتی میترسی، یادته
دستمون تو دست هم بود، یادته ؛ غصه هامون کم کم بود، یادته
چشم نازت مال من بود، یادته ؛ روزگار قهر و آشتی، یادته
هیچ کس و جز من نداشتی، یادته ؛ رویاهای آسمونی، یادته
قول دادی پیشم بمونی، یادته؛ روز های بی غم وغصه، یادته
ببینم ،اول قصه یادته، دست گرمِت تو زمستون، یادته
شونه من زیر بارون، یادته ؛ واسه خنده اجازه ، یادته
اونا که میگفتی رازه یادته ..
شرط هامون سر صداقت ، یادته ؛ تو و مجازات خیانت، یادته
پنهونی سر قرارا، یادته ؛ تاخیرات توی بهارا، یادته
گوش ندادیم به نصیحت، یادته؛ گشتن دنبال فرصت، یادته
دستاتو میخوام بگیرم، یادته ؛ راستی تو ، بی تو میمیرم ،یادته
چشمون زدن حسودا ، یادته؛ چشامون شد مثه رودا، یادته
گفتی ما باید جدا شیم، یادته ؛ گفتی باید بی وفا شیم، یادته
یه دفعه ازم بریدی، یادته ؛ خط رو اسم من کشیدی، یادته
گفتی عشق من هوس بود، یادته ؛ گفتی خوب بود ولی بس بود، یادته
چشم من به چشمت افتاد، یادته؛ کاری که دست دلم داد، یادته
حالا اومدم همون جا وایسادم ، که تقاضای تو رو جواب دادم ،
در آوردم از دستم انگشتر رو ، جا گذاشتمش همون جا دفتر رو ،
اما قول دادم به قلبم و خدا ، دیگه دل ندم به عشق آدما ،
حیف شعری که نوشتم، یادته؛ شعر من بد هم باشه زیادته
حیف شعری که نوشتم، یادته؛ شعر من بده ولی زیادته



پرواز در سكوت!
خدايا ! بارالها! به من پر پروازي عطا فرما . آري ٫ پرپرواز! دو بال مي خواهم براي پرواز. خدايا ديگر طاقت ماندن ندارم٫ نمي خواهم بمانم و شاهد اين سياهي ها باشم. خدايا ٫ دو بالي مي خواهم كه توان پر گشودنشان عشق تو باشد٫ عشقي الهي و آسماني. خدايا ! پرواز كردن را به من بياموز ٫ چگونگي پرواز در اوج ٫ مي خواهم روحم را به پرواز در آورم و جسم سنگينم را در اين وادي جاي بگذارم.
