*************
اي پرنده ي مهاجر اي پر از شهوت رفتن
فاصله قد يه دنياست بين دنياي تو و من
تو رفيق شاپرك ها من تو فكر گله مونم
تو پي عطر گل سرخ من حريص بوي نونم
من دارم تو آدمك ها ميميرم
تو برام از پريا قصه ميگي
من توي پيله ي وحشت مي پوسم
برا من خنده چرا قصه ميگي
كوچه پس كوچه ي خاكي درو ديوار شكسته
آدماي روستايي با پا هاي پينه بسته
پيش تو يه عكس تازه است واسه آلبوم قديمي
يا شنيدن يه قصه است از يه عاشق قديمي
براي من زندگيمه پر وسوسه پر غم
يا مثل نفس كشيدن پر لذت دمادم
اي پرنده ي مهاجر اي همه شوق پريدن
خستگي يه كوله باره روي رخبت تن من
مثل يه پلنگ زخمي پر وحشتِ نگاهم
ميميرم اما هنوز هم دنبال يه جون پناهم
نبايد مثل يه سايه زير پاها زنده باشيم
مثل چتر خورشيد بايد روي برج دنيا باشيم ♠